من خیلی ها را میشناسم فقط و فقط دوست دارند یک برگه کاغذ دستشون بگیرند و ادای افراد منظم را در بیاورند . به شما قول میدهم صرفا یک برگه کاغذ دستتان بگیرید و شروع کنید به نوشتن تحت هیچ شرایطی نمیتوانید در مدیریت زمان و رسیدن به اهدافتان موفق شوید .

 

برنامه ریزی کارهای روزانه یک سری تکنیک هایی دارد که شما باید با آن آشنا شوید و صد البته باید اجرا کنید . برای داشتن یک برنامه منظم و دقیق حتما باید هدف داشته باشید . به شما توصیه میکنم در طی یکسال حتما پنج هدف مختلف داشته باشید . سعی کنید اهدافتان را طوری طراحی کنید که در طول یک سال قابل حصول باشد یعنی هدفی را تعیین نکنید که ذهنتان آن را پس بزند . نکته بعدی اینکه زمان رسیدن هر هدف را زیر چهل روز در نظر نگیرید. هر هدف باید یک زمان مشخص داشته باشد ذهن انسان به طور خدادادی عاشق ضرب الاجل می باشد . اگر شما یک هدفی را برای خود مشخص کنید ولی زمان رسیدن به آن را تعیین نکنید در حقیقت ذهن خود را در گیر این هدف نکرده اید و امکان دارد رسیدن به آن هدف چندین برابر بیشتر از یک زمان واقعی ومناسب طول بکشد .

 

نکته دیگر اینکه حتما باید در نوشتن اهداف اولویت را مد نظر داشته باشید . اولویت بندی اهداف به شما کمک میکند که در برنامه ریزی کارها، ابتدا اقداماتی را که شما را زود تر به اهدافتان می رساند را انجام دهید .

 

اهداف باید قابل اندازه گیری باشند یعنی اینکه ما بدانیم که چقدر به اهداف نزدیک شدیم . هدفی که ما نتوانیم اندازه گیری کنیم در واقع حکم نرسیدن به آن را امضا کرده ایم .مسیر رسیدن به اهداف باید قابل سنجش باشد . به طور مثال وقتی ما هدفمان را یاد گیری یک زبان دوم قرار میدهیم . به طور معمول روزانه در حال افزودن کلمات جدید به دایره لغات خود هستیم . اگر به فرض اینکه برای یاد گیری معمولی یک زبان نیازمند حفظ کردن هزار کلمه باشیم و بخواهیم تا سال آینده به این هدف برسیم قاعدتا باید ماهیانه در حدود ۹۰ کلمه و روزانه ۳ کلمه جدید یاد بگیریم . می بینید این هدف قابل اندازه گیری است یعنی شما میدانید با حفظ کردن روزانه ۳ کلمه دارید اندک اندک به هدفتان می رسید .

 

هدف باید قابل دستیابی باشد . هدفی که نتوانید به آن برسید در واقع یک رویا و یک آرزوست . اصطلاحا هدف باید در ذهن شما جای بگیرد اشتباه نکنید من به شما نمی گویم و نخواهم گفت که اهدافتان را کوچک در نظر بگیرید اهداف باید بسیار بزرگ باشد ولی قابل دستیابی .

 

انتخاب اهداف کوچک در واقع از آن طرف پشت بام افتادن است . زیرا اهداف کوچک در پس خود هیچ انرژی ندارند که شما را به حرکت در آورند . به طور مثال در آمد روزانه شما یکصد هزار تومان است و یکی از اهداف شما این است که روزی یک هزار تومان به در آمد خودتان بیفزایید . حالا به نظر شما این هدف شما را به حرکت وا میدارد که برای آن نقشه بکشید واقدامی صورت دهید . ولی اگر بخواهید در آمد یکصد هزار تومانی خود روزانه چهل هزار تومان افزایش دهید و یا حتی دوبرابر کنید آن گاه است که برای این هدف به تکاپو می افتید ،فکر می کنید، نقشه میکشید، مطالعه میکنید و از این طرف آن طرف اطلاعات کسب میکنید و در آخر هر آنچه که به نظرتان مفید باشد اجرا خواهید کرد.

 

خلاصه کلام اهداف کوچک بی انگیزه گی و دل مردگی را سبب خواهند شد و اهداف بسیار بزرگ و دست نیافتنی دلسردی و نا امیدی را به بار می آورند .

 

اهداف باید یک شکل ، طعم و بوی خاص خود را داشته باشند یعنی وقتی یک هدف را تعیین می کنید باید آن را بتوانید در ذهن ببینید لمس کنید و ببویید . به طور مثال” من اتومبیل میخواهم ” . من اتومبیل میخواهم را تجسم کنید آیا میتوانید ؟ صد در صد نمیتوانید چون در دنیای بیرون هزاران مدل اتومبیل با رنگها ی مختلف وجود دارند که ذهن شما نمیتواند همه آنها را برای شما به نمایش در آورد .

 

حالا به این هدف توجه کنید :” من یک اتومبیل سانتافه رنگ بادمجانی با تودوزی کرم روشن مدل۲۰۱۴ میخواهم

همین حالا که این جمله را برای شما نوشتم خودم به راحتی آب خوردن آن را تجسم کردم . درب آن را باز کردم درون آن نشستم . وای نمیدانید که چه صندلیهای نرم و لطیفی دارد بوی نوبودن ماشین آدم را مدهوش میکند . به سلامتی شما هم یک بوق زدم .

 

می بینید هدف داشتن چقدر راحت است فقط باید بسیار دقیق باشد و همان طور که گفتم بو و یا حتی یک مزه خاص خودش را برای شما داشته باشد تا ذهن بتواند آن را بیند و لمس کند . من به شما قول میدهم اگر بتوانید به این شکل که گفتم به صورت تصویری هدف گذاری کنید حتما حتما به آن خواهید رسید . البته با بکار بردن تکنیک ها ی ذهنی مانند تجسم و گفتن عبارات تاکیدی و همچنین تلاش جسمی به آن خواهید رسید. از اینکه تا اینجا زحمت کشیدید و این متن را خواندید از شما متشکرم